ای ناله پیر خانقاه از غم تو ای گریه طفل بی گناه از غم تو
افغان خروس صبحگاه از غم تو آه از غم تو هزار آه از غم تو (رودکی)
سلام...
اول- سرنوشت غم انگیز یک روزنامه... از سردبیری احمد شاملو تا ... احمد شاملو در طی فعالیت مطبوعاتی خود در موسسه کیهان، روزهای پنجشنبه، در ستونی، مطالبی را از زندگی خود می نگاشت. از جمله «نخستین تجربه های زیستن با مرگ»:
... شب مرگ بابابزرگ، ناگهان مادرم با رنگ و روی پریده وَ حال و وضع آشفته به اتاق ما پرید. صغری و گُماشته رفته بودند دکتر را از هر جا که هست پیدا کنند. از بچه ها هم فقط من یکی بیدار بودم... مادرم مثل اینکه توی خواب راه می رفت، پرید توی اتاق و بعد مثل اینکه یکهُو موضوع به یادش آمده باشد، دو دستی زد توی سرش و چنگ انداخت توی موهایش و با فریاد خفه ای گفت:« پدرم داره از دست می ره. خدا جان چه کار کنم؟»... و من که از حالت غیر عادی اش تعجب کرده بودم، تازه متوجه قضایا شدم. بغلش کردم و گفتم: «چیزی نیست مامانم!.. خوب می شه!»... مادرم نگاهی غریب وار بهم کرد و اِنگار که می خواست یقین کند که مَنو عوضی نگرفته، با لحنی جدی گفت:« خُب! مرد این خونه تو هستی دیگه! بگو ببینم حالا چی کار کنیم؟»... با این حرفِ مادرم، دیواری بالا آمد که دنیای بچگی من پشتش ماند و مُرد!... احساس خستگی عجیبی کردم و در جواب مادرم گفتم:« ناراحت نشین مامانم! یه گوسفند نذر ابوالفضل کنین!» و... (ادیسه بامداد/ ص 33- 43)
دوم- «روضه هابیل»... یادم است سالها پیش فیلم کوتاهی می دیدم که در ابتدایش نوشته بود:«تقدیم به آنها که هیچ چیز تقدیمشان نمی شود!» و این نوشته حتی از خود فیلم برایم جالب تر بود!...این غزل هم تقدیم به همان ها که...
بمان امشب برایت از غم یک ایل می خوانم
بمان امشب که فرصت نیست با تعجیل می خوانم
تو تصویر زلال آیه های نور و بارانی
بمان! امشب تو را تا صبح با ترتیل می خوانم
تو در گهواره با سودای موسی همسفر بودی
برایت از وداع مادری با نیل می خوانم
و مریم از نگاه تو هنوز آبستن است...آری!
من از عمق نگاهت واژه «جِبریل» می خوانم
تو را گاهی به یاد گریه های هاجری مسکین
و گاهی «هم صدا با حلق اسماعيل» می خوانم
که من راوی بی همتای غم های نخستینم
بمان امشب برایت روضه هابیل می خوانم
* * *
«مسیحای من ای ترسای پیر پیرهن چرکین»
به یادت هر«زمستان» تا سحر انجیل می خوانم
مرداد ۸۸
پ ن: مسیحای "جوانمرد" من ای... اخوان بزرگ مرا خواهد بخشید!

